داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان كه به روايت دختري جوان صورت ميگيرد درباره زني كهنسال به نام «آ بي بي» است كه پس از ديدن نبيره خود خاطرات زندگياش را براي نوهاش تعريف ميكند تا او آنها را به شكل داستان بنويسد و منتشر كند. داستان از آنجا شروع ميشود كه: «صبح يكي از روزهاي سال 1303 بود و برف تازه زمينو سپيدپوش كرده بود كه در يك خانواده مذهبي و سنتي در يزد به دنيا اومدم. اسمم رقيه هشتن و منو سيده بي بي صدا مِكردن خاطيري پدرم سيد بود. منم تنها دختر احمدآقا مشتاقيون بودم اون زمونا ...».