داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان، توصیفی است از زندگی مردم روستایی و شهرنشین آذربایجان که نویسنده آن را به نقل از پدربزرگش بازگو میکند .((کلبه عشق)) متضمن ده فصل است که از آن جملهاند :((چهل غلام))، ((اسبان همرنگ))، ((ملکه و سلطان دراویش)) و ((عیال قاضی و شاهکارش)) .مضمون داستان از این قرار است :در روزگاران قدیم پادشاه عادلی بود که به منظور اطلاع از وضع زندگی مردم کشورش با لباس مبدل به خانه آنها میرفت .او یک روز به کلبه پیرزنی میرود که با تنها پسرش((محمد)) زندگی میکرد .پادشاه با ورود به خانه درمییابد که((محمد)) درباره خوابی که دیده با مادرش صحبت میکند .پادشاه که خود را به هیئت درویشی درآورده از ((محمد)) میخواهد تا خوابش را برای او نیز تعریف کند اما((محمد)) از ذکر آن سرباز میزند .فردای آن روز محمد به دستور پادشاه دستگیر و زندانی میشود . او با کندن آجرهای زندان به باغ بزرگی راه مییابد و در آن جا ....