داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
منفیهای زندگی را جمع کنی. عدد بزرگی میشود که از پس از بر نمیآیی. میشود آنها را در هم ضرب کرد. نتیجه که مثبت شد، جمعشان کرد، عدد بزرگی میشود. بزرگ و مثبت. اگر عشق را مجال و فرصتی دهد، به نقطهای میرسد که از خواست خود عبور می کند و خواستن معشوق را نهایت آمالش میداند و این کمال عاشق و عشق اوست. قهرمان داستان ما، عشق را آموزش میدهد. وزنهاش می کند. نگهش میدارد. اجازه نمیدهد عاشق بسوزد و عشق خاکستر شود. آنچه میماند و در نهایت به کار میآید و ارزشمند میشود، مثل جواهر قدیمی که نباید تبدیلش کرد... زیرا ارزش کار و هنرش زایل میشود.