داستانهای اخلاقی والدین و کودک احترام و تکریم - ادبیات نوجوانان
داستانهای اخلاقی والدین و کودک احترام و تکریم - ادبیات نوجوانان
«احسان» و «ندا» به همراه پدر، مادر و پدربزرگ خود در یک خانه زندگی میکردند. پدربزرگ احسان بسیار پیر و بیمار بود. او همیشه در اتاق خود استراحت میکرد و احسان هر روز به او سر میزد. تا اینکه یک روز احسان بیمار شد و در رختخواب ماند. در پی این موضوع ماجراهایی پیش آمد و مادر از پدر خواست تا پدربزرگ را به خانة سالمندان ببرد. اما پدر با صحبتهای خود، به مادر و احسان و ندا یادآوری کرد که احترام به والدین مهم است. این داستان اخلاقی با موضوع «احترام و تکریم» و «والدین و کودک» از مجموعة «چه کاری خوبه؟ چه کاری بده؟» برای گروه سنی «ب» به چاپ رسیده است.