داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
«آرتور بورتون»، مسيحي متعصبي است كه با كشيشي به نام پدر «مونتالي» روابط بسيار صميمانهاي دارد و اين رابطه سالها ادامه داشته است. اما پس از مدتي پدر مونتالي به دليل ترفيع از كليسا ميرود و كشيش جديدي جايگزين او ميشود. كشيش جديد كه جاسوس است اعترافات آرتور را لو ميدهد و باعث دستگيري جمعي از اعضاي سازمان جوانان ايتاليا و آرتور ميشود. آرتور پس از آزادي متوجه ميشود كه اعضاي سازمان و «جما»، معشوقهاش او را مقصر ميدانند. در همين زمان آرتور نامهاي از مادرش دريافت كرده و متوجه ميشود كه پدر مونتالي، پدر واقعي اوست. با توجه به اين اتفاقات او به طور ساختگي خودكشي كرده و ناپديد ميشود. 13 سال بعد آرتور با عنوان «خرمگس» به سازمان ايتاليايي جوان بازميگردد و... .