سرخپوستان - افسانهها و قصهها
سرخپوستان - افسانهها و قصهها
«واتومي» و «ماتويا» دو برادر هستند. ماتویا، برادر بزرگتر است. واتومی، نمیتواند کارهایی را که ماتویا انجام میدهد، به خوبی او انجام دهد، به همین دلیل غمگین است. ماتویا او را به صبر تشویق میکند اما واتومی دوست دارد کار مهمی انجام بدهد تا مورد توجه دیگران قرار بگیرد. یک روز که در بیشهزار غمگین نشسته بود متوجه شد که دو مرد غریبه «سياهخال»، اسب ماتویا را دزدیدهاند. او تصمیم گرفت تا سیاهخال را از آنها پس بگیرد و... .