داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«متین» به همراه مادر و سه برادرش زندگی میکند، وی به پسری با نام «مسعود» دل میبندد و به رغم مخالفتهای خانواده مسعود تصمیم میگیرد با وی ازدواج کند. طی اتفاقاتی مسعود درمییابد که متین به بیماری سرطان مبتلا است بنابراین نامزدی خود را با متین به هم میزند. در این میان، متین سعی دارد با کمک اطرافیان به زندگی خود ادامه دهد در این میان با دختری با نام «سالومه» آشنا میشود. سالومه نیز مبتلا به سرطان است اما تصمیم دارد با استاد خود «شهروز» ازدواج کند. در مراسم ازدواج سالومه اتفاقاتی رخ میدهد که مسیر زندگی متین را تغییر میدهد.