داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«موشه»، نوجوان 15 سالة اسراییلی، به طور تصادفی شاهد اتفاقاتی بود که در آن کودک خردسالی با یک بمب عروسکی میمیرد. این حادثه تاثیر بدی بر روحیة موشه میگذارد و سوالهای بسیاری را در ذهن او ایجاد میکند، مثل این که چرا کودکان فلسطینی هم سن و سال من مبارزه میکنند تا کشته شوند، این که چرا ما سرزمین آنها را اشغال کردهایم و... پس از مدتی موشه با یک نوجوان فلسطینی به نام «محمد» آشنا میشود و افکار و نقشههایش را مبنی بر نجات فلسطینیها با او درمیان میگذارد و پس از گفتوگوی نسبتا طولانی با محمد، مسلمان شده و به محمد قول همکاری و کمک میدهد. اتفاقاتی که برای موشه در راه کمک به محمد و فلسطینیها به وقوع میپیوندد. ادامة داستان را شکل میدهد.