داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"هاله" به رغم ابراز علاقه و عشق بسیار "هومان"، به او بیتوجهی کرده و با "حامد" که مدیر یک شرکت، فردی خوشتیپ و سرمایهدار است ازدواج میکند. او پس از چهار سال و پنج ماه و هفده روز، با دیدن خود در آینه به گذشته فکر کرده و با تکرار نام هومان، او را به یاد میآورد و در ذهن خود نقشهی فرار با او، کشتن حامد و میترا ـ زن احتمالی هومان ـ را میکشد. حامد که آن شب برای دیدن دوستش بیرون رفته بود، دیروقت به خانه میآید. او تعریف میکند که شخصی به نام هومان برای کشتن او به شرکت رفته ولی در درگیری با نگهبان شرکت، کشته شده است. نام دختر هاله به رغم اعتراض بقیه هومان شد. "همین ساعت، همانجا" یکی از 26 داستان کوتاه کتاب حاضر است. عناوین برخی دیگر از داستانها عبارتاند از: برجک؛ لیلی مجنونتر؛ دارم بزرگ میشوم؛ هی...کدخدا؛ سوسک سیاه؛ نرگس بود؛ هالهای در بید؛ و سی سال جوانی.