داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
مادر "مهدیه" با داشتن سه فرزند، خانه را ترک میکند و طلاق میگیرد. مهدیه پس از ضربههای عاطفی، تکیهگاهی جز پدر ندارد، اما دست روزگار این تکیهگاه را نیز از او میگیرد؛ پدر بر اثر بیماری سرطان میمیرد و از آن پس مهدیه به پسری به نام "علی" دل میبازد. هنوز مراسم خواستگاری علی از مهدیه به طور کامل انجام نشده که علی رهسپار خارج از کشور میشود. این در حالی است که پیش از رفتن علی به خارج، مهدیه او را به همراه دختری غریبه دیده بود. تلاش مهدیه برای شناخت این دختر و راز و رمزی که بین او و علی نهفته است و نیز سرانجام این تلاش، داستان حاضر را شکل میدهد.