داستانهای فارسی - قرن 14 داستانهای تخیلی نقاشی - داستان دختران و پسران - روابط
داستانهای فارسی - قرن 14 داستانهای تخیلی نقاشی - داستان دختران و پسران - روابط
کتاب مصور حاضر، داستانی تخیلی است که با زبانی ساده و روان برای گروههای سنی (د) و (هـ) نگاشته شده است. در داستان میخوانیم: «در چوبی باغ بزرگ قدیمی متروک در چهارفصل سال، روز و شب باز بود. یک نقاش پیر تنها با چشمان آبی در این باغ بزرگ قدیمی متروک زندگی میکرد. پسران و دختران همسایه باغ در چهارفصل به باغ میرفتند، گل میچیدند، میوه میچیدند و گاهی نقاش پیر را میدیدند که به ماهیهای حوض سنگی باغ دانه میداد و به طاووس کنار حوض سنگی غذا میداد. گاهی نقاش پیر به پسران و دختران نگاه کردن به گلها، پرندهها، آسمان، ماه، خورشید و درختها را یاد میداد».