داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی ایرانی با بیانی شیوا است که از منظر من راوی نگاشته شده است. نویسنده با پرداخت مناسبِ شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه میسازد. در بخشی از داستان میخوانیم: « از کنار پارک نزدیک منزل خود که میگذشت باز آن جمع بدنام و پریشان احوال را دید. هربار که از خانه بیرون میآمد ناگزیر میشد از نزدیک آن پارک بگذرد. گوشهای از آن محل تجمع آن جماعت بود، جماعتی که با خرید و فروش خود هر قدم به مرگ نزدیک و نزدیکتر میشدند؛ جماعت موادیها و مواد فروشها. او شاید هم ناآگاهانه و بی اراده دست راست خود را به سوی آن جماعت گرفت و چند لحظه به همان حال نگه داشت. ناگهان سر و صدایی ناشی از یک اتفاق غریب در آنها پدید آمد و باعث گردید که آنها لحظاتی به حال فلج شده از تکاپو بیفتند».