داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان حاضر، قصّة دلدادگی دختری به نام «ثریا» است. «ثریا» دختری ثروتمند و زیبا در یک خانوادة اعیانی زندگی میکند. پدرش «حاج مرتضی» در بازار سرشناس است. مادرش «ستاره» ارتباط صمیمانهای با ثریا ندارد. تنها همدم ثریا، دایهاش «خاتون» است. ثریا در رویاهای خود، تصویر مرد مورد علاقة خود را میبیند. در یک دیداری در باغ، او نیمرخ مرد رویاهاش را دیده و عاشق وی میشود. او «شاهین» جوانی برازنده و بازاری است. شاهین نیز در برخوردی گذری، ثریا را دیده و عاشق وی میگردد. سرانجام به طور خیلی اتفاقی شاهین با پیشنهاد بزرگترها، به خواستگاری میرود. دختر مورد نظر همان ثریا است که مدّتهاست در انتظار دیدار با شاهین است.