داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این کتاب جلد دوم از مجموعه «ارکیده» است. لحظات برای ارکیده به کندی میگذشت تنش زیر سنگینی تیرآهنها، سنگها و خاکها بیحس شده بود و دیگر جسمش را احساس نمیکرد. صدای ترق تروق آتش را میشنید اما نمیتوانست تکان بخورد در همان لحظه بوی خوشی به مشامش رسید. زنی با لباس سفید و با لبخندی مهربان که بر لب داشت به سمت او آمد، کمک میخواهید؟ این زن چه کسی میتواند باشد. زن دستش را دراز کرد، ارکیده دستان او را گرفت و دیگر متوجه چیزی نشد... .