داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان کوتاه این کتابچه که به سبک نو نوشته شده از زبان یک مورچه کوچولو بازگو میشود. در آغاز داستان آمده است: "هیچی تو دنیا سختتر از فهمیدن چیزهای ساده نیست. مورچه کوچولو یه ریز میگفت: "نه"... میگفت اینا از ما نیستن، اینا بال دارن، اینا یه چیزی بیشتر از ما دارن، ما مورچهایم، وقتی داری روی زمین راه میری بال میخواهی چکار؟ مورچه یعنی یه چیز سبک کوچولو که روی سه چهار تا دست و پای کوچولو با هزار تا آرزوی کوچولو محکم چسبیده به این زمین بزرگ (دنیا پر از چیزهای ساده است زیر نور آفتاب.)". اما با این وجود، وقتی آب از سر تپه روی مورچهها ریخته شد همه مورچهها را با خود برد، جز مورچههای بالدار را که به هوا پریده بودند...