داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
این مجموعه مشتمل بر چند داستان است که از آن جمله میتوان به: اشکهای سبز ژژو، هاونهای سنگی، سلامخان، صیدال، شانس خاکستری، شبی با شغال، روایت آخر، علییار، و کدخدا اشاره کرد. برای نمونه "اشکهای سبز" روایت دختری است با نام "صدف" که دارای چهار خواهر بوده و پدرش را سالها پیش از دست داده است. او در روستایی زندگی میکند که چندسالی است دچار قحطی و خشکسالی شده است. صدف روزی با رفتن به کنار چشمه و گریستن به حال خود و دیگر دختران آبادی، از چشمه میخواهد تا بار دیگر جاری شود و آنها را از خشکسالی نجات دهد. سرانجام چشمه خواهش صدف را پذیرفته و جریان مییابد. در بخشی از داستان آمده است: "چشمه دیگر خودش نبود و سر به آسمان، تن به سبزههایی میداد که ناباورانه در حال رشد بودند و در طرفه العینی تا سینهاش رسیده بودند. اشکهایش سرازیر شد. تمام احساسش در چشمهایش تجلی پیدا کرد. و از پشت اشکهای سبز، صدف را دید که تنگی از آب زلال سراب سنگ برداشته بود و عطش خود را فرومینشاند".