داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان حاضر، ماجرای فراز و نشیبهای زندگی دختری به نام «بهار» است. بهار در یک خانوادة متوسط و مردسالار زندگی میکند. او برای رفتن به سر کار و انتخاب شغل هنرپیشگی با مخالفتهای شدید خانواده مواجه میشود، امّا با سرسختی تمام به خواستهاش میرسد. بهار، همچنین با مبارزة بیپایان با خانواده موفق میشود با کارگردان و فیلمسازی به نام «مسعود صارمی» ازدواج کند و به «محمد» پسر عمّهاش که مورد پسند پدر بود، جواب منفی دهد. بهار که برای فرار از فرهنگ غلط خانواده و پا گذاشتن به دنیایی که مورد احترام باشد با مسعود ازدواج کرده بود، در طی سالها متوجه تصمیم اشتباه خود شده و به بیماری مسعود و اخلاق فاسد او پی میبرد، و این بار محمّد است که با عشق پایدار خود او را به زندگی جدیدی فرا میخواند.