شک و ایمان مرگ تناقض
شک و ایمان مرگ تناقض
«آيا مرگ من شدني است؟ » اين پرسشي است که ژک دريدا در اين کتاب ميپرسد، کندوکاو و تحليل ميکند. «آيا مرگ من شدني است؟» اين پرسش را چگونه بايد فهميد؟ چگونه و چه کسي ميتواند آن را بپرسد، آيا ميتوان آن را در قالب بازگفته آورد؟ آيا ميتواند پرسش مناسبي باشد؟ و آيا ميتوان آن را در لحظه درستي، در لحظه «مرگ من» پرسيد؟ يکي از تجربههاي تنگناواري که در اين نوشته به آن پرداخته ميشود.