داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این رمان یک رمان پستمدرن است که یک راوی گمراهکننده دارد که خُردهروایتهایی که به ظاهر ارتباطی با يكديگر ندارند را روایت میکند و مُدام از ادامه روایت طفره میرود و آن را ناتمام میگذارد و به سراغ یک خُردهروایت دیگر میرود. اما درواقع این خُرده روایتها، تکههایی پراکنده از یک پازلاند که مخاطب باید آنها را طوری کنار هم بچیند تا معمای ناگفته راوی را کشف کند. در بخشی از متن «سگ دانمارکی» آمده است: «من همیشه اول، پایان داستان خودم رو مینویسم. الان مشغول نوشتن پایان هستم، یعنی خط آخر پایان. بعدا شروع میکنم به اینکه چه کار باید بکنم؛ این یعنی همین کاری که من الان دارم میکنم. به همین خاطر اینجا باید بگم که این سگ دانمارکی من داستانش فعلا ادامه داره. تا اینجا هم که کافیه، دیگه دکتر هم کارش همینه. اینجا تو دانمارک یه مدت به صورت دقیق زیر نظرش بودم، الان دیگه میتونه تشخیص بده که من مریضیم چیه. کاک یارسان هم که اینجا شاهد بود، به همین خاطر من فکر میکنم شما الان به تمام و کمال فهمیدید که من به یه تیمارستان احتیاج دارم! البته من خودم نمیخوام اونجا برم...».