داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
روزی که عمه خورشید مرد کاری از منیژه آرمین است. شروع رمان با مرگ بانویی که یکی از دختران ارباب مازندرانی است و همه او را عمه خورشید صدا میزنند آغاز میشود. عمه خورشید به دستور اشرف السلطنه که همسر برادر اوست و زنی حیلهگر و کینهتوز است، در انتهای خانه باغ زندانی میشود. اشرف السلطنه با زدن انگ دیوانگی به او، از معاشرت نوکران و کلفت ها و شوهر و فرزندانش با او جلوگیری میکند. تا اینکه خبر مرگ او را یکی از کلفتهای خانه می آورد. پس از مرگ او سهراب که عمه اش را دوست داشته ناراحت است اما مادرش برای تصاحب اموال او نقشه کشیده است. عمه خورشید قبل از مرگ دفترچهای را به نوکر خانه میسپارد و از او میخواهد تا آن را به دست سهراب برساند. سهراب برای خواندن آن دفترچه باید به بیست سالگی برسد اما او اکنون چهارده ساله است. قهرمان داستان همان سهراب 14 ساله است که در بحبوهۀ حوادثی که مادرش ایجاد میکند، پی به حقیقت میبرد.