داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«ماهرو»، دختر زیبایی است که در 7 سالگی مادرش را به دلیل بیماری یرقان از دست میدهد. پدر ماهرو، مرد عیاشی است برای همین پدربزرگش از او حمایت میکند، اما دیری نمیپاید که ماهرو در 13 سالگی پدربزرگش را هم بر اثر بیماری سل از دست میدهد. پدربزرگ ثروت زیادی را برای پدر ماهرو به ارث ميگذارد که تمامش را در قمار از دست میدهد. پس از این ماجرا یک شب پدر ماهرو او را در قمار به مرد 60 سالهای میبازد و ماهرو مجبور به ازدواج با او میشود و... .