داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«بهار» در کودکی پدر و مادرش را از دست داده و اینک به همراه برادر نزد مادربزرگ زندگی میکند. آنگاه عمو مسئولیت آنها را برعهده میگیرد. پس از این که تحصیلات مقدماتی برادر بهار در ایران به پایان میرسد، عمو او را برای ادامة تحصیل و اشتغال به کار به فرانسه میفرستد. جدایی بهار از برادر دومین ضربة سخت در زندگی اوست. بهار از آن پس به اصرار دیگران به ازدواجی ناخواسته تن میدهد، اما پس از ازدواج فرار میکند. پس از چند ماه او را مییابند و این بار بهار را به ازدواج با مردی مسن وادار میکنند. عشق بهار نسبت به این مرد، عشقی بینظیر است. اما پس از چندی همسرش میمیرد و بهار تنها تکیهگاهش را از دست میدهد.