داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«عطري خانم» در 14 سالگي همسر مردي به نام «غضنفر» ميشود. غضنفر، مردي عصبي مزاج است كه بارها عطري خانم را به قصد مرگ زده است. چهار سال از زندگي آنها ميگذشت ولي عطري خانم هنوز باردار نشده بود. خودش راضي بود و دلش نميخواست فرزندي از غضنفر داشته باشد. دو روز مانده به عاشورا عطري خانم رفته بود تا از چاه «حيدر» آب بكشد كه با دلو در چاه افتاده بود؛ او نذر ميكند كه اگر از چاه زنده بيرون بيايد تا آخر عمر كنيز و كلفت «سيد جليل» و «بي بي نرگس خاتون» باشد و...