داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
شخصیت اصلی داستان دختری است به نام "نیلوفر "که در سال آخر رشته پزشکی مشغول تحصیل است .رئیس بیمارستانی که نیلوفر در آن کار میکند، پزشکی است جوان به نام "بیژن "که سخت به نیلوفر علاقهمند است .پدر و مادر بیژن در کودکی از هم جدا شده، مسئولیت نگهداری او را پدر بر عهده میگیرد . از طرفی "وحید "برادرش نیز به همراه مادر زندگی جداگانهای را آغاز میکند . سالها میگذرد و اینک نیلوفر و بیژن برآنند با هم ازدواج کنند، اما یک شب مانده به مراسم عروسی، عمه بیژن به او خبر میدهد که نشانی مادرش را یافته است .بیژن به شمال میرود تا عمه نیز مادر و برادرش را برای شرکت در جشن عروسی به تهران بیاورد ;ولی چند ساعت مانده به عروسی به نیلوفر خبر میدهند که بیژن در راه شمال بر اثر تصادف جان سپرده است و جسدی سوخته به او تحویل میدهند و ....