داستانهای فرانسه - قرن 20م.
داستانهای فرانسه - قرن 20م.
کتاب حاضر، رماني است که با روايت ماجراي مرد پنجاهوششسالهاي به نام «شيمورا» آغاز ميگردد. «شيمورا» کارمند ادارهٔ هواشناسي است. او مجرد است و تنها هم زندگي ميکند. او تا همين اواخر موقع خروج در خانهاش را قفل نميکرد، زيرا محلهشان محلهٔ امني است. تا اينکه اتفاقي ميافتد. «شيمورا» کمکم احساس ميکند بعضي لوازم خانهاش خيلي کم جابهجا شدهاند. «شيمورا» دچار تشويش ميشود، از يخچالش عکس ميگيرد، فاصله اشياء و حجمشان را اندازه ميگيرد و در دفترچهاي مينويسد. به خودش شک ميکند. آيا ذهنش دچار اين وسواس شده است؟ «شيمورا» سرانجام تصميمي ميگيرد تا به اين وسواسها خاتمه دهد. او دوربيني در آشپزخانه نصب ميکند تا وقتي سر کار است بتواند در مربع گوشهٔ کادر مونيتور هر آنچه در آشپزخانه ميگذرد را ببيند.