داستانهای اسپانیایی - قرن 20م.
داستانهای اسپانیایی - قرن 20م.
کتاب حاضر، داستاني است که با زباني ساده براي گروههاي سني (د) و (ه) نگاشته شده است. در اين داستان «پولينا» که پدر و مادر خود را در کودکي از دست داده بود با يکي از بستگانش زندگي ميکرد که زني بسيار خشک و خشن بود. حدود دهسالگي، پس از يک بيماري طولاني که مجبور شدند حتي موهاي سرش را بتراشند، «پولينا» براي بهبود بيماري پيش پدربزرگ و مادربزرگ خود به ييلاق ميرود و در آنجا زندگي متفاوتي را تجربه ميکند. با پسرکي همسنوسال خود که بهطور مادرزادي نابيناست آشنا ميشود. «پولينا» به شيوهاي ابتکاري به آموزش پسر ميپردازد و با حضور انساني و مؤثر خود موجب تحولاتي در زندگي مردم شده بهطوريکه از آن به بعد، بسياري از مردم خاطره اين پرستوي جوان را با محبت به ياد ميآورند و او را چشموچراغ کوهپايه ميدانند.