داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«دیدار در گالری» داستان مسلمان شدن جوان هفده سالة مسیحی به نام «ژرالد» است که در طی تحقیق و تعقل به همراه دوست خود «ژیلبرت»، به گزینش دین اسلام روی میآورد. ژرالد قبل از شناختن اسلام برای خود دنیایی ساخته بود که در گوش کردن به موسیقی و برنامههای دیگر خلاصه میشد و به دختری به نام آیدا علاقه داشت که او را چون معبودی میپرستید. ژیلبرت قبل از ژرالد مسیر به سوی مسلمان شدن را آغاز کرده بود. او جرقة شک و تردید را در فکر ژرالد نیز ایجاد کرد و هدایتش نمود، تا کمکم شعلههای شناخت و معرفت وجودش را فراگیرد. ژیلبرت او را وادار کرد تا آنچه را که به عنوان دین به تقلید از نیاکان قبول داشت خوب بشناسد و در صورت کشف نواقص اجتماعی به دینی روی آورد که تحریف نشده و از تمام ادیان الهی کاملتر است.