داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
چند حلزون روی کلمی تر و تازه و آبدار زندگی میکردند. حلزون کوچولویی به پدرش گفت که وقتی بزرگ شود میخواهد بزرگترین خانة دنیا را داشته باشد. پدر دانا و در قالب داستانی به پسرش فهماند که برای داشتن یک زندگی پرماجرا و همراه با کشفهای تازه، یک صدف کوچک که حمل آن آسان است، بدون تردید بهتر از بزرگترین خانة دنیا خواهد بود. حلزون کوچولو بعد از شنیدن داستان پدر تصمیم میگیرد که خانهای کوچک داشته باشد و به هرجا که دوست دارد برود. این کتاب مصور برای کودکان گروه سنی «ب» به نگارش درآمده است.