داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان، روایتی است که زنی بهنام «رعنا» آن را بازگو میکند. رعنا پس از گذشت سالها از زندگی خاطراتش را از دوران کودکی مرور میکند. از زمانی که برای اولین بار وارد مدرسه شد و مجبور بود مسیر خانه تا مدرسه را به تنهایی برود و از مسیری بیابانی بگذرد که ترس را در وجودش دوچندان میکرد. از 9سالگیاش که برادر متعصباش او را مجبور به سَرکردن چادر چیتی گلدار میکند و حتی لحظهای فکر نمیکند که آن چادر برای دختر 9ساله دستوپاگیر است و... .