داستانهای حیوانات خودپذیری زرافهها - داستان
داستانهای حیوانات خودپذیری زرافهها - داستان
زرافه، فكر ميكند كه گردنش خيلي دراز، كج و كوله و زيادي باريك است. او هر كاري ميكند تا گردنش را مخفي كند تا كسي آن را نبيند. اما يك روز لاكپشت كه آه و نالههاي زرافه را ميشنود با تعريف كردن از گردن زرافه و كارهايي كه او ميتواند با گردنش انجام دهد، زرافه را متقاعد ميكند كه گردنش را دوست داشته باشد.