داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این داستان "میثاق" راننده شخصی آقای "ندیمی" ـ رئیس کارخانه آجرسازی ـ عاشق دختر آقای ندیمی (مهدیس) است. در حالی که مهدیس عاقبت با شخصیتی لا ابالی به نام "بیژن" ازدواج می کند و همین امر باعث طلاق آن دو می شود. مهدیس در حالی که از بیژن صاحب دختری به نام "مولود" است به خانه پدرش برمی گردد و شبی به دست بیژن به قتل می رسد، پس از آن در پی ماجراهایی "میثاق" سرپرستی "مولود" را بر عهده می گیرد.