داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
رمان حاضر، با موضوع عاشقانه، قصة زندگی دختری به نام «تمنّا» است. «تمنّا» دختری حساس و شاداب است که بعد از گرفتن دیپلم، به نواختن پیانو و ساز مشغول میشود. او برادری به نام «ارشیا» دارد که مدام سعی در کنترل وی دارد. روزی بعد از یک مشاجره، «تمنّا» بیرون میرود و تصادف میکند و بینایی خود را از دست میدهد. مدتی طول میکشد که او این واقعیت را بپذیرد. پزشکان به دست آوردن بینایی دوبارهاش را چند سال بعد اعلام میکنند. در این میان «تمنّا» با روانشناسی به نام «بهراد» که پسر زن داییاش است، آشنا میشود. «بهراد» توانایی خواندن ذهن دارد. کم کم «تمنّا» به وی علاقهمند میشود، اما «بهراد» با سردی برخورد میکند. «تمنّا» بر عشق خود مداومت کرده و سرانجام به وصال «بهراد» که اینک عاشق وی شده است میرسد. این در حالی است که او بینایی خود را نیز به دست آورده است.