داستانهای آلمانی - قرن 20م.
داستانهای آلمانی - قرن 20م.
پرفسور "وندلین موندگوکر" از سوی یکی از جغلههای سیارۀ "مول آفن" به آن سیاره دعوت میشوند تا در جریان نزاعی که بین افراد ساکن در آن سیاره پیش آمده، پادرمیانی کند و باعث شود صمیمیت و دوستی، بار دیگر، در آن مکان حاکم شود، پرفسور راه سفر در پیش میگیرد و در بدو ورود به اسارت حاکم بخشی از سیاره درمیآید. وندلین موند گوکر به همراه "رولینوس" جغله، از زندان میگریزد و با تغییر زمان و حرکت چندینسالۀ آن به جلو، صلح و دوستی را به سیاره بازگردانده و باعث میشود ولینوس به حکومت رسیده و دخترعموی خویش، رولینشن، را به عنوان ملکه برگزیند. پرفسور ناگهان احساس میکند با ضربۀ شدیدی به زمین میافتد و هنگامی که چشم باز میکند خود را در اتاقش یافته و درمییابد همۀ اتفاقها را در خواب دیده است. چندی بعد رولینوس نزد پرفسور آمده و از وی تقاضای کمک میکند. پرفسور بار دیگر راهی مولآفن شده و درمییابد که کشور به دست چند بیگانه از سیارهای دیگر به هرج و مرج کشیده شده است، پادشاه و ملکه دستگیر شده و بیگانگان حکومت را به دست گرفتهاند. وی بار دیگر با درایت خویش مشکل را حل کرده و بیگانگان را از بین میبرد و حکومت را به رولینوس بازگردانده و به زمین بازمیگردد. صبح روز بعد وندلین موندگوکر بازهم درمییابد، همهچیز در خواب اتفاق افتاده است.