داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«محمد پاكسرشت» دانشجوي دكترا، اهل جنوب كشور، جواني فرهيخته و مجرد است كه پس از مرگ پدرش از 14 سالگي سرپرستي خانوادهاش را برعهده گرفته است. محمد براي تأمين هزينههاي زندگي به عنوان نيروي حراست در زيارتگاه «امامزاده علي اكبر چيذر» مشغول به كار ميشود. صميميترين دوست او «حبيب» هر پنجشنبه به او سر ميزند. در يكي از اين ديدارها حبيب دختري به نام «النا» را در امامزاده ميبيند و دلباخته او ميشود. حبيب از خواهرش ميخواهد تا با النا صحبت كند اما پيش از اين ماجرا او متوجه رابطه النا و محمد ميشود و... .