داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان درباره زندگی دختری به نام «طلا» است که در یکی از روستاهای ایران و در خانه یک اربابزاده به عنوان خدمتکار زندگی میکند. ارباب و خانوادهاش چند هفتهای است که به مسافرت رفتهاند. تابستان است و آن شب طلا، شب را تا صبح در حیاط سپری کرده است. صبح وقتی از خواب بیدار میشود متوجه زلزله و خرابی خانه اربابی میشود. طلا به آبادی میرود و مردم را میبیند که هر یک آماده میشوند تا از روستا کوچ کنند و بهجای امنتری بروند. او به خانه بازمیگردد و منتظر اربابش میماند. فردای آن روز یکی از همسایهها به نام «خورشید بانو» از طلا میخواهد تا همراه آنها به نقطهای امن بروند و... .