داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
((کمند لطف)) عنوان داستانی است عارفانه که در آن راوی با شخصی به نام((پیر)) به گفت و گو میپردازد .در بخشی از داستان آمده است...)) :((پیر)) بی آن که مرا بخواهد تا آلودگیهایم را برای وی بازگویم، گویی که میدانست، و میدانست که آن همه آلودگیهای من((ریشه))اش نیست جز در یکی چیز :و آن نیز((بدگمانی)) نسبت به خداوند !و این که او رفتارش به((عدل)) نیست !این بود که خود به سخن آمد و گفت :خداوند بر بندگانش بسیار((ستم)) روا نمیدارد !و گفتمش :پس شما نیز کمش را پذیرا میباشید .((...!