داستانهای نوجوانان فارسی - قرن 14
داستانهای نوجوانان فارسی - قرن 14
این کتاب، داستاني فارسی در ژانر اجتماعی و تخیلی است. «بهراد»، کلهي سحر مثل صاعقهزدهها از خواب میپرد، چند وقتی است که فکر کلبهي چوبی روی تپه در ذهنش پیله کرده و دست از سرش برنمیدارد. امتداد تپهای که کلبه روی آن بود به قله سربهفلک کشیدهي شاهسون میرسید. «بلقیس خانوم» و «آقا هوشنگ» مدام میگفتند که خودشان چیزهایی به چشم دیدهاند که اگر دهان باز کنند دیگر کسی به سرش نمیزند به کلبهی چوبی برود و آنجا زندگی کند. بهراد به هوشنگ و بلقیس مشکوک است، آنها بیشتر از دیگران به این ترس بالوپر میدهند و... .