داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
کتاب مصور حاضر، داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان يک مرد تنبل بود که از صبح تا شب و از شب تا صبح فقط ميخورد و ميخوابيد. او هيچ کاري نميکرد. خيلي هم از بيکاري خوشش ميآمد. يک روز دو تا چشمهايش از جا پريدند بيرون، نگاهي به هم کردند و به يکديگر گفتند: «اينجوري نميشود. ما دو تا چشم هستيم براي ديدن، حيف است تمام عمرمان را بسته و در خواب باشيم. بيا با هم برويم براي خودمان دنيا را ببينيم.