داستانهای کوتاه آلمانی - قرن 20م.
داستانهای کوتاه آلمانی - قرن 20م.
«گرگور زامسا» بازاریاب است و از زمان ورشکستگی پدر، تنها متکفل مخارج خانواده به شمار میآید. او خوشوقت است از این که میتواند با کار خود برای خواهرش ـ که شیفتۀ موسیقی است ـ وسایل ادامۀ تمرین ویولون را فراهم آورد. گرگور در پایان شبی، آشفته از کابوسهای هولناک به صورت حشرهای غولآسا درمیآید؛ بیآن که این دگرگونی به کمترین شکلی روح تشنۀ نیکی و آکنده از مهربانیاش را تغییر داده باشد. اما تغییر شکل وی انزجار خانوادهاش را برمیانگیزد تا جایی که مجبور میشود، زیر تخت خود خانه کند. او از این پس زباله میخورد و از نور گریزان میشود، در حالی که همه از او گریزانند. تنها پیرزن خدمتکار همچنان به او توجه میکند. او سرانجام در مخفیگاه خویش آهستهآهسته رو به مرگ میرود. مسخ، نخستین اثر مهم کافکاست که مانند دیگر آثار وی در محیطی خردهبورژوا و درمیان افرادی جریان مییابد که همواره درگیر نگرانی فردا و غرق دلمشغولیهای پیش پا افتادۀ کار یا سودشان هستند. کتابچۀ حاضر حاوی داستانهایی است از «فرانتس کافکا» ـ نویسندۀ قرن 19 و 20 آلمان ـ که عناوین آنها عبارت است از: مسخ؛ در سرزمین محکومان؛ گزارشی به فرهنگستان؛ هنرمند گرسنگی؛ و لانه.