داستانهای انگلیسی - قرن 19م.
داستانهای انگلیسی - قرن 19م.
پدر «جان هارمون»، مقاطعهکار ثروتمند امور مربوط به نظافت شهر، پسرش را وادار میکند که اگر خواهان ارث بردن از اوست، با بلا ویلفر ازدواج کند. جان از تبعیدگاهی که به علت بدرفتاری و سختگیری پدرش به آنجا رفته بود در حال مراقبت به وطن است. او قصد خود را مبنی بر مخفی نگه داشتن هویت خود تا هنگام آشنا شدن با دختر ناشناسی که برایش درنظر گرفتهاند، با یکی از افسران کشتی درمیان میگذارد و افسر سعی میکند او را بکشد، اما عملا خود او کشته میشود. اجساد آن دو به رودخانه انداخته میشود. ولی هارمون بر اثر تماس با آب، دوباره زنده میشود و خود را نجات میدهد. اما همه او را مرده میانگارند. هارمون با استفاده از این تصادف، هویت خود را تغییر میدهد و نام جان روکاسمیت را انتخاب میکند و برای به دست آوردن ارث خود تلاش میکند.