داستانهای نروژی - قرن 20م.
داستانهای نروژی - قرن 20م.
کتاب حاضر، داستاني است که در آن زني به شوهرش خيانت ميکند. مرد هدف دارد از شهر برود و براي همش زن را خلاص کند. زن براي مرتبه واپسين،انجام به ديدار درگذشت ميرود و در اين ديدار آخر فرزندش را هم به همراه ميبرد و فرزند متوجه خيانت مادرش ميشود. چند سنه بعد از اين ماجرا کارآگاه دائمالخمري به نام «هري هول» مسئول بررسي به پرونده قتلهاي سريالي است. قاتل اين قتلها فقط زنها را در روزهاي برفي ميکشد. قاتل درخواست ميدهد که پرونده اين ماجرا «هري هول» باشد و شروع ميکند به بازي با او. مدارک مورد بيچارگي هري را در آدمبرفيهايي که در صحنه جرم ميسازد باقي ميگذارد.