داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان مصوّر حاضر، ماجرای غریبهای است که روزگاری پرتوی از نور میبیند و نور در او عشق را بیدار میکند. او خود را به کویری میرساند تا در آن عشق را بیهیچ نقابی دریابد. روزها میگذارد و او هر روز خستهتر میشود تا اینکه «خورشید نامی» وارد روزگارش میشود و او را با قبیلة مهر، راه رسیدن به عشق و راه رسیدن به خداوند آشنا میکند.