داستانهای تخیلی فصلها - داستان
داستانهای تخیلی فصلها - داستان
«ننه آفتاب» و «بابا مهتاب» در باغ بزرگي زندگي ميكردند. آنها سه فرزند به نامهاي «بهار»، «تابستان» و «پاييز» داشتند؛ تا اينكه پس از دو سال چشمانتظاري آنها صاحب پسري شدند و نامش را «زمستان» گذاشتند. زمستان، پسر زيبايي بود و در كارهاي خانه به خواهرهايش كمك ميكرد و... كودكان در اين داستان با فصول مختلف و ويژگيهايشان آشنا ميشوند.