داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان این کتاب رقعی از زبان مادر بزرگی سالخورده برای نوه اش سارا نقل می شود. او که امروز از جاه و مقام افتاده و فرزندانش حاضر به نگهداری از مادرشان نیستند، با دلی پردرد از روزگار جوانی و عزت و جلالش می گوید. از داشته ها و نداشته هایش، از همسران و بچه هایش، از اینکه چگونه با سختی ها رو به رو شده و اجازه نداده احدی به او و فرزندانش بی احترامی کند. ولی امروز که دست تقدیر دارایی های او را گرفته دیگر احترامی هم باقی نمانده است. اکنون تمام دلخوشی پیرزن، ساراست که با مهربانی از او پرستاری می کند.