داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
موضوع کتاب حاضر، داستانهای کوتاه اجتماعی دربارة روابط بین فردی است. برخی عناوین داستانها عبارتند از: «پالتو قرمز»؛ «بوی نمک»، «گاهی وقتها»؛ «یک جای دور»؛ «مثل قایق»؛ «ساتنهای رنگی»؛ «صدای بوق»؛ «مگس پشت پنجره» و «هیچ کس نبود». داستان «پالتو قرمز» ماجرای مرد جوان هنرمندی است که در یک روز برفی تمام وسایل خود، از جمله صورتکهای چوبی، گلدانهای سفالی و تعدادی کارت پستال را در ساک میگذارد و به پارکی میرود. او کارت پستالها را که آثار خود اوست روی کندهای جای میدهد. زنی که پالتوی قرمز رنگی پوشیده نزد مرد میآید و مرد قول آماده کردن چند کارت پستال را در بعداز ظهر به او میدهد. او همزمان برای کشیدن کارت پستال از زن پالتوپوش الهام میگیرد. اینبار مرد نقاش، تصویر کودکی را میکشد که لای درختها میدود و کلاغهایی که کنار حوض بزرگ جمع شدهاند. مرد و زنی کارت میخرند، در حالیکه زن پالتوپوش برای دیدن کارت پستالهای نقاشی کمکم نزدیک میشود.