داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر داستاني است که با زباني ساده و بيان جزئيات لازم نگاشته شده است. نويسنده اين داستان را با پرداخت مناسب شخصيتها و توصيف عميقترين احساسات و افکار آنها و همچنين با بيان دقيق جزئيات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهاي کتاب با خود همراه سازد. در داستان ميخوانيم: «گام سنگين مرد، وقتي بر روي آخرين پله گذاشته شد، او با خود گفت که اين هم چهلودو پله و هجده بار اومدن. نگاهش با نگاههاي چند تن آشنا که پشت در اتاق قاضي بودند، تلاقي کرد».