داستانهای حیوانات
داستانهای حیوانات
خرس کوچولو صبح زود كه از خواب بيدار میشود مادرش به او میگوید كه لطفا به دريا برو و براي ناهار چند تا ماهي بگير چون ميهمان داريم. خرس كوچولو قلاب ماهیگیری را برداشته و به لب رود میرود. اما وقتي منتظر صيد ماهي است خوابش میبرد. وقتي از خواب بيدار میشود از قلاب ماهیگیریاش خبري نيست. او گريه میکند و «هاپ هاپ» سگ مهربان به كمك او میآید تا قلابش را پيدا كنند و... .