قصهگویی
قصهگویی
نویسندهی این کتاب کوشیده است تا مبحث خویش را از آغاز شکلگیری هنر قصهگویی آغاز کند. وی در ادامه به سرآغاز امر قصهگویی، که همان قصه است، توجهی جدی کرده است. اگر قصهگو همهی فوت و فن قصهگویی را بداند و در این زمینه از توانمندی خوب برخوردار باشد، اما قصه را به شکل اساسی نشناسد، حاصل کارش به هدر میرود. یک قصهگو در آغاز باید بداند و بشناسد که ساختار یک قصه چیست و در ارتباط با مخاطبش چگونه قصهای را انتخاب کند و آنگاه به قصهگویی بپردازد. به روایتی دیگر، باید نخست پرسید "چرا کودکان به قصه گوش میدهند؟" و "کودکان به چه نوع قصهای با میل بیشتر گوش میسپارند؟". در این مقوله، مورد نظر نویسنده توجه به جهان واژگانی و ویژگیها و شناخت عناصری در قصه است که فضایی جادویی ایجاد میکند تا کودک شگفتزده به قصهای گوش بسپارد. عوامل گوناگون بیرونی و درونی سبب میشوند تا کودک به قصهای رغبت نشان دهد و در راستای آن آرامشپذیری از لذت بردن، سرگرم شدن، تخلیهی انرژی، فراگیری و رهآوردهای دیگر به وجود آید. نویسنده در این کتاب به قصهگویی به منزلهی پدیدهای شفاهی ـ گفتاری میپردازد و عملا به مشخصههایی اشاره میکند که در امر خاص قصه گفتن میگنجد، و نیز این که چه قصهای را برای گفتن باید انتخاب کرد. قصهگو برای انتقال قصه به کودک، شیوههای گوناگونی را انتخاب میکند و ضرورت دارد که به شیوههای متفاوت متوسل شود تا قصه بهتر و عمیقتر در ذهن کودک بنشیند. امروزه با یاری گرفتن از امکانات و شرایط جدید، شیوههای تازهای از قصهگویی باب شده و در مواردی روشهای کلاسیک، نو شده است و کارکردی بهتر یافتهاند. اگر قصهگو، جهان قصه و ویژگیهای آن را به درستی بشناسد و ذهن خویش را از قصههای فراوان انباشته کند، عملا با انتخاب به موقع و درست قصه، کودک را یاری میکند تا معضلی را از پیش پای خویش بردارد و از دیگر سو او را به درستی با جهان قصهها آشنا میسازد.