داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، جلد نهم از «داستانهای صمد بهرنگی» و داستانی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده است. تلاش این نویسنده در آفریدن «افسانههای نو» با الهام از افسانههای کهن و بومی، موفقیتآمیز است، وی همچنین در آثارش نشان میدهد که با تمهیدی آگاهانه، به آفریدن افسانههای نو، با اندیشه و درونمایههای تازه اقدام میکند. اغلب داستانهای او با تمهید روایت نقالی بیان میشود. آوردن مقدمه و مؤخرهها در ابتدا و انتهای داستانهایش، علاوه بر بالا بردن حس واقعنمایی، بافت روایتی آن را آشکار میکند. در داستان میخوانیم: «چند سال پیش ارباب ده، زمینها را تکهتکه کرده و فروخته بود به روستاییان، اما باغ را برای خودش نگاه داشته بود. البته زمینهای روستاییان هموار و پردرخت نبود، آب هم نداشت، اصلاً ده یک همواری بزرگ در وسط دره داشت».