نمایشنامه فارسی - قرن 14
نمایشنامه فارسی - قرن 14
مسافرهای سه اتاق که هریک به دلیل خاص خویش، آخرین شب شهریور ماه را در آن مکان به سر میبرند تا دیروقت بیدار بوده و با همسفران خویش به بحث، صحبت و گاه مجادله مشغولند. دو جوان در اندیشۀ فرار از ایران و مهاجرت هستند. زوجی به امید مراجعه به پزشک و درمان نازایی، و پدر و دختری در انتظار فرا رسیدن صبح و مراجعه به بیمارستان برای عمل جراحی پدر شب را میگذرانند و گذشته را مرور کرده و از آرزوهای آینده سخن میگویند. اینان که هریک در ابتدای شب مایوس و دلمردهاند و به آینده هیچ امیدی ندارند با گذر زمان و رسیدن به نیمهشب و آغاز پاییز آهستهآهسته به زندگی امیدوار شده و در انتظار آینده مینشینند. نمایشنامۀ حاضر با حضور نه شخصیت در فضایی همچون یک مسافرخانه قابل اجرا است.